أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
361
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
تربد 6 ، به هندى تربج 7 [ ناميده مىشود ] . بهترين [ تربد ] سفيد و لولهاى 8 است ، زيرا هنگامى كه هنوز تازه است ، مغزش را در مىآورند و دور مىاندازند و فقط پوست به صورت لولههاى چينخورده 9 باقى مىماند . همهء اينها را هنگامى كه [ تربد ] هنوز تازه و آبدار است انجام مىدهند ، سپس آن به سبب نيروى خود صمغى مىشود . اين [ نوع تربد ] را از نهلواره در سرزمين سند 10 مىآورند . ديگر نوع هندى از [ تربد ] سفيد نيز وجود دارد ، يك تكه است و توخالى و صمغى نيست ، به آسانى مىشكند و كلفتتر از [ نوع ] قبلى است . [ تربد ] زرد نيز وجود دارد كه پهن است و تو خالى نيست . اين ريشهء جبلهنگ 11 است كه در داروهاى قىآور به كار مىرود . ابن ماسرجويه و ابو جريج راهب [ مىگويند ] : بهترين [ تربد ] از درون سفيد و از بيرون صاف است ، صمغى ، چرب و مانند لوله نى تو خالى است ، پوستش نبايد بر اثر كرمخوردگى جدا شده باشد . يا اينكه ريشههاى نازك چوبى شكاف نخورده و بدون كرمخوردگى باشد و به آسانى خرد و شكسته شود . آنها كلفت و متراكم نيستند ، به آسانى ساييده شده و [ در نتيجه ] سفيد مىشوند . [ تربد ] در درازمدت همانند چوب ، كرمخورده مىشود و سوراخهايى به اندازهء سر سوزن بر سطح آن وجود اين كرمخوردگى را نشان مىدهد . آنگاه سبك و شكننده مىشود و بهرهورىاش از ميان مىرود . ( 1 ) . Ipomoea turpethum R . Br . ، مترادف Convolvulus turpethum L . ؛ سراپيون 508 ؛ ابو منصور ، 98 ؛ ابن سينا ، 735 ؛ I , Dozy ، 143 ؛ عيسى ، 9 100 . ( 2 ) . اليتيون يونانى ؛ بر بهلول ، 21 173 . ( 3 ) . الطريون ، بر بهلول ، 17 173 . ( 4 ) . نسخههاى الف و فارسى : سندريون ، نسخهء پ : سرديون ، يونانى ؛ بر بهلول ، 17 1387 . ( 5 ) . طربد ، طربيد . ( 6 ) . يا تربد ، قس . I , Vullers ، 431 . ( 7 ) . تربج ، نسخهء فارسى : ترنج ، Dutt ، 204 : tarbud . ( 8 ) . نايزه ، احتمالا نايژه فارسى ( II , Vullers ، 1293 ) ، اندكى پايينتر ، جمع آن نايزات . نسخهء پ : نائره . ( 9 ) . نايزات متشنجة ، نك . يادداشت 8 . ( 10 ) . نهلواره من بلاد السند ، نسخهء فارسى : نهرواله .